![]() |
![]() |
|
| نا امد شدن در کیش ما گناه کبیره است بازهم بگرد شاید بهانه ای یافتی برای یک لبخند |
|
زیبا ز شوق وصل تو پرواز یادم آمده
این بالهای ناتوان امشب به دادم آمده |
|
+ نوشته شده در
87/05/26ساعت 9:51 توسط نجمه حسینی |
|
|
کتاب ارزشمند منظوم مقتل سیدالشهدا به کوشش سیدوهاب حسینی جهت خرید کتاب با شماره ۰۹۱۲۵۱۳۲۰۹۷ تماس بگیرید و یا در قسمت نظرخصوصی پیام بگذارید قیمت:۱۰۰۰ تومان |
|
+ نوشته شده در
87/05/19ساعت 12:46 توسط نجمه حسینی |
|
|
عیدتان مبارک
|
|
+ نوشته شده در
87/05/09ساعت 20:37 توسط نجمه حسینی |
|
|
اینجا میان ما و خدا فاصله کم است اینجا مکان سرخوشی و رفع ماتم است پروانه ها به دور خدا حلقه می زنند باران به فکر بخشش حوا و آدم است امشب تمام زمین بیستون شده است شیرینی زمانه به دستان حاتم است اشک و ستایش و یک بوسه لطیف سرمایه های تاجر این شهر بی غم است نجوای عاشقانه شبنم رسد به گوش ارجع الی خدای خودت ذکر مریم است دستی به آسمان و دلی غرق اشتیاق در انتظار یوسف زهرای عالم است |
|
+ نوشته شده در
87/04/30ساعت 16:32 توسط نجمه حسینی |
|
|
برایت ساده می گویم تو آنجایی و من اینجا کنار دفتری از حرف های تلخ و شیرینی که از احساس بی احساس تو هر بار عشقی تازه می سازیم من . دفتر... برایت ساده می گویم تو بی من ، من ولی باتو چه شب ها را به سر کردیم من ، تو و با هر لحظه تلخ نبودن هایمان هر بار من ، تو چه ها کردیم تو دستانت ز شور و شوق مجهولی به روی ابرها در حرکت و من با تو و بی تو برای بغض معلومی تمام لحظه ها در شک... برایت ساده می گویم تو می آیی نمی آیی و من در کنج احساسات مشکوکم برای ماندنت هرلحظه با شوقی غریبانه دعا کردم وگاهی ادعا کردم که می مانم و می مانی غزل های سپیدم را نمی خوانی؟ برایم ساده می گویی : نمی خوانم قسم خوردم به احساسم برایت شعرهایم را نمی خوانم برایت شعر هایم را نمی خوانم و این عهدی میان قلب من با توست با میترا------ خدای عهد و پیمان ها خداوند خدای من گواه حرف های من خدایی که مرا با تو تو را بی من مقدر کرده و در لحظه ی بعدش برای غربت این آشنایی ها آریامن را صدا کرده قسم خوردم به احساسم که دیگر آسمان را با دو چشمانت نیامیزم و دیگر مهربانی را به دستانت نیاویزم و تا قلبی برای سر سپردن در تنم باشد به شوق دل سپردن های تو ، حتی... .............................. و شاید اشک می ریزم برایت ساده می گویم من و اشک و ... تو آنجایی و من اینجا کنار... |
|
+ نوشته شده در
87/04/04ساعت 17:6 توسط نجمه حسینی |
|
|
دکتر علی شریعتی : تو میدانی كه من هرگز به خود نیندیشیدم، تو میدانی و همه میدانند كه من حیاتم، هوایم، همه خواستههایم به خاطر تو و سرنوشت تو و آزادی تو بوده است. تو میدانی و همه میدانند كه هرگز به خاطر سود خود گامی برنداشتهام، از ترس خلافت تشیعم را از یاد نبردهام. تو میدانی و همه میدانند كه نه ترسویم نه سودجو! تو میدانی و همه میدانند كه من سراپایم مملو از عشق به تو و آزادی تو و سلامت تو بوده است، و هست و خواهد بود. تو میدانی و همه میدانند كه دلم غرق دوست داشتن تو و ایمان داشتن تو است. تو میدانی و همه میدانند كه من خودم را فدای تو كرده ام و فدای تو میكنم كه ایمانم تویی و عشقم تویی و امیدم تویی و معنی حیاتم تویی و جز تو زندگی برایم رنگ و بویی ندارد. طمعی ندارد. تو میدانی و همه میدانند كه شكنجه دیدن به خاطر تو، زندان كشیدن برای تو و رنج كشیدن به پای تو تنها لذت بزرگ من است. از شادی تو است كه من در دل میخندم. از امید رهایی توست كه برق امید در چشمان خستهام میدرخشد، و از خوشبختی تو است كه هوای پاك سعادت را در ریههایم احساس میكنم
|
|
+ نوشته شده در
87/03/29ساعت 11:7 توسط نجمه حسینی |
|
|
از پرویز خرسند:
قابيل” ميداند كه با پوشاندن مدارك جرم “قابيل” مي داند كه تا نام و ياد “هابيل“ بر خاطره اي نوزد، اي حاكم! اي قابيل! اي حاكم! اي قابيل! |
|
+ نوشته شده در
87/03/21ساعت 17:9 توسط نجمه حسینی |
|
|
دريا شدهست خواهر و من هم برادرش محمد علي بهمني |
|
+ نوشته شده در
87/03/08ساعت 11:41 توسط نجمه حسینی |
|
و پیامی در راه روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد |
|
+ نوشته شده در
87/02/21ساعت 11:20 توسط نجمه حسینی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
87/02/15ساعت 10:22 توسط نجمه حسینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
دوستان مهربان
از اینکه آمدید و به نجوای ستاره ها گوش دل می سپارید سپاسگزارم من نجمه حسینی دانشجوی ادبیات دانشگاه تهران آرزومند آرزوهای پاکتان هستم |
| نوشته هاي پيشين |
|
87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 |
|
RSS
|